تبليغاتX
باران
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
  در گذشت مهدی سحابی

با کما ل تاسف اگاه شدیم مهدی سحابی مترجم - نقاش مجسمه ساز و عکاس روز یکشنبه شب ۷ابان ۱۳۸۸ بر اثر ایست قلبی در سن ۶۴ سالکی در شهر پا ریس در گذشت                                         وی با ترجمه (در جستجوی زمان از دست رفته) اثر مارسل پروست نویسنده بزرگ فرانسه در ایران به شهرت رسید سحابی برای ترجمه این اثر ۱۱ سال وقت صرف کرد این مجوعه در ۸ جلد از سوی نشر مرکز به چاپ رسیده است بزودی در باران خلاصه ای از زندگی و کارهای اورا بدست خواهیم داد                                                         

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 زلال است اسمان امشب - ویدا فرهودی-پاریس- ابان ماه 1388
مخواب ای گل به خاموشی:مکن باغم هم اغوشی

که بعد از فصل پژمردن شود گیتی جوان امشب

کسی که اهل دانش را:سیا وشان سر کش را

خس و خا شاک نامیده شود مکرش عیان امشب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 واژه ها از یوسف صدیق(گیلراد)

کبوتر کو چک من! 

کنار سفره ی بامداد

از دستهایم دانه بر چین


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 تنهائی - سیما فرزان

به شب گفتم:

<< بر سفره تنها ئی من

که پر از اسرار است - بیا !>>

امد                                  

با ماه و ستا رگانش هر ستاره را

رازی دادم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 خود کار قرمز

شنیدم در زمان خسرو پرویز    

گرفتند ادمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی

ولی ان مرد دور اندیش از پیش

قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر امد زمانی

به نام من پیامی یا نشانی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 چهار سوار سبز - از پیرایه یغما ئی

 

چها ر سوار سبز

از سالی می گویم که هر چهار فصلش بهار است

پیرایه یغما ئی

چهار چهار - سوار سبز

خورا ک شان امید به کوله بارسبز

جوان و بی غمند به تاخت می رسند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
 دلخوش

دلخوش از انیم که به حج می رویم

غافل از انیم که  کج می رویم 

کعبه به دیدار خدا می رویم

او که همینجاست کجا می رویم؟

حج به خدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هر که علی گفت که درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب

شب همه شب گریه وامن یجیب 

 

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
 سکوتم مشتت را خرد می کند- ماندانا زندیان

با احترام به ارمان های سربلند جنبش مشروطه ایران

سکوتم مشتت را خرد می کند

"من درد مشترکم مرا فریاد کن"

احمد شاملو

باور نکردی سکوتم مشتت را خرد می کند

وبخش می کند قهر سرخت را

بر گناه سبزم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 شعری از دختر غمها

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت

هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت

چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید

خود مانیم...زمین این همه نا مرد نداشت

با سپاس از دختر غمها

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 سراسر خاک

سراسر خاک را

چشمه ی خون کرده ای

جنایت و جهل را

زحد برون کرده ای

وقتی مرا می زنی

وقتی مرا می کشی

چگونه من بگویم

برادر پاسدار

گل به تفنگت بزن

مینا اسدی

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه پنجم آبان 1388  |
 
 
بالا