|
|
|
|
|
در ره عشق نا مرا دی نیست جنس با زار دل کسا دی نیست به سخنها ی زاهد و مفتی مر و از ره که اعتما دی نیست بسوی شیخ استنا د مکن شیخ استاد استنا دی نیست خضر و قت است پیر راه و جز او رهروان را دلیل و ها دی نیست با مدا دان به عیش و عشرت کو ش عیش جز عیش با مدادی نیست شیخ پیو سته در معا دات است پیر ما با کسی معا دی نیست گر بخو اند بیا و گر راند بزن این در که بی گشا دی نیست دو ش در خو اب زد منا دی غیب این ندا کش جز او منا دی نیست راز دل با کسی مگو ی و مپرس که بجز خرمی و شا دی نیست راز مردی زپیر جو کش خو ی غیر مردانگی و را دی نیست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 23:3 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
نکته پر اهمیتی که با ید گفته شو د اهمیت نشا نه ها در زبا ن فارسی است برای مثال کسی می نو یسد: محمد رضا پهلو ی شیر را درید یکنفر ممکن است فکر کند محمد رضا پهلو ی -شیر رادریده است در صو رتیکه مقصو د نو یسند ه این بو ده است که محمد رضا- پهلو ی شیر را دریده است یک مثال دیگر از قو ل احمد شا ملو - شاعر بزرگ ایران نقل کنم که می گو ید یکنفر محکو م به اعدام شده بود طرفدا رانش از امپرا تو ر خو استند که او را مو رد بخشا یش قرار دهد اما امپرا تو ر مو ا فقت نکرد و در ذیل نا مه ای کی برای او نوشته بو دند نوشت:(بخشش لا زم نیست اعدا مش کنید.) نا مه به دست کسی رسید که می بایست حکم را به مرحله اجرا در اورد و او چون از طر فدا ران شخص محکو م بود راه حلی به نظرش رسید و صدور حکم را باین طریق نو شت: ( بخشا یش- لازم نیست ااعدا مش کنید) حتما با این دو مثال که نمو نه های زیا د و متعددی دارد پی به اهمیت نشانه ها مثل ویرگو ل و نقطه و پرانتز علا مت سوءال و غیره برده اید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 22:35 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
بر کتا بچه مدرسه ام بر نیمکت ها و بر درختان برشن ها و برف ها می نو یسمت بر هر صفحه که می خو انم بر هر صفحه که نا نوشته ما نده است بر سنگ و خون و کا غذ و خا کستر می نویسمت بر قلب های زرین بر جنگ افزار جنگ او را ن بر تا رک تاج پا دشا هان می نو یسمت بر شگفتی های شبا نه بر لحظه ها ی خو ش رو زها و بر دوران خوش رو زها و بر دو راه خو شی پیو ندها می نویسمت بر تکه پا ره های ابی اسمان هر زندانی بر خو رشید های فرو افتا ده در ما ندایهای گنده-و بر دریا چه های رو شن مهتا ب می نو یسمت بر صحرا ها و بر افق و بر بال های پرندگان و بر سایه های دوار مانند پره های اسیاب می نو یسمت بر ائینه که مانند ذو پارهی میو ه بر اتاقم می تا بد-و بر بستر صدف گونه ی خالی خود می نو یسمت بر درگا ه خانه ام بر هر جان موا فق - بر پیشانی رفقا و برای هر دستی که (برای دو ستی) دراز میشود می نو یسمت بر رو زنیکه تفتیشن نا گهانی را تاب می او رد و بر لب ها ئی که هشدار می دهد از پشت دیوا ر سکو ت می نو یسمت بر هر شئی اشنا بر رقص نرم اتش بر قرار نا خواسته و بر هاله قرنطینگی و بر گا م های مرگ می نو یسمت بر سلا متی با ز گشته بر خطر های از بین رفته و بر امید استوار از همیشه می نو یسمت به نیرو ی شگرف یک واژه جان بخش زندگی را از نو می اغا زم- به دنبا امده ام که تر ا بشنا سم که ترا بخو انم :ازادی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 19:3 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
روز ۱۷ اذر ماه ۱۳۷۷ به دنبا ل قتل فجیع زنده یاد داریو ش فرو هر و همسرش پروانه اسکندری-دو نویسنده و شاعر و مترجم بزرگ ما یعنی زنده یا دان محمد مختاری و محمد جعفر پو ینده نیز به قتل رسیدند- بهمین منا سبت به یادبود هشتمین سالگرد درگذشت انها از طرف خانواده و کانون نو یسندگان ایران و علی اشرف در ویشیان داستا ن نویس بزرگ مراسمی برپاشد.برنامه با خوش امد گوئی سیاوش مختاری از شرکت کنندگا ن اغاز شد انگاه سیما پو ینده خواهر محمد جعفر پوینده و خانم مهین قدیری همسر محمد جعفر پو ینده پیامهای خو د را قرا ئت کردند. ناصر زرافشان به سبب ممنو ع الملا قات بو دن نتو انسته بو د پیام خو درا بفرستد. بیانیه کانون نویسندگان خوانده شد و به دنبال سخنان علی اشرف درویشیان .چند نفری اشعار خو درا خواندند. درپایان گفته شد علیرغم محدودیتها و مشکلاتی که برای برپائی این مراسم برای ما بوجود اوردند ما به دنبال اجرای عدالت خواهیم بو د وتا ان زمان از پای نخوا هیم نشست و سال اینده نیز این مراسم را برپا خواهیم کرد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 23:16 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
روز ۱۷ اذر ماه ۱۳۷۷ به دنبا ل قتل فجیع زنده یاد داریو ش فرو هر و همسرش پروانه اسکندری-دو نویسنده و شاعر و مترجم بزرگ ما یعنی زنده یا دان محمد مختاری و محمد جعفر پو ینده نیز به قتل رسیدند- بهمین منا سبت به یادبود هشتمین سالگرد درگذشت انها از طرف خانواده و کانون نو یسندگان ایران و علی اشرف در ویشیان داستا ن نویس بزرگ مراسمی برپاشد.برنامه با خوش امد گوئی سیاوش مختاری از شرکت کنندگا ن اغاز شد انگاه سیما پو ینده خواهر محمد جعفر پوینده و خانم مهین قدیری همسر محمد جعفر پو ینده پیامهای خو د را قرا ئت کردند. ناصر زرافشان به سبب ممنو ع الملا قات بو دن نتو انسته بو د پیام خو درا بفرستد. بیانیه کانون نویسندگان خوانده شد و به دنبال سخنان علی اشرف درویشیان .چند نفری اشعار خو درا خواندند. درپایان گفته شد علیرغم محدودیتها و مشکلاتی که برای برپائی این مراسم برای ما بوجود اوردند ما به دنبال اجرای عدالت خواهیم بو د وتا ان زمان از پای نخوا هیم نشست و سال اینده نیز این مراسم را برپا خواهیم کرد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 23:16 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۶ اذر ماه۱۳۳۲ یعنی چها ر ما ه پس از کو دتای ننگین ۲۸ مرداد در حالیکه سکو ت مر گ باری همه میهن را فرا گرفته بو د نا گها ن خبر جنبش دانشجویان مانند اذرخشی غران فضا را از ان سکو ن و بی حرکتی بیرو ن او رد سه تن از دانشجویان بنا مهای احمد قند چی - و مصطفی بزرگ نیا- و مهدی شریعت پناهیتو سط رژیم کو دتا کشته شده و تعدادی زخمی و عده ای باز داشت شدند . بی تردید اتحاد دانشجو یان میهن ما که نیرو ئی با لنده و جوان است با اتحا د خود با دیگر نیرو های خواستار عدالت اجتماعی با نیرو هائی چون زحمتکشان- زنان-زنان- جوانان -و رو شنفکران در سر نو شت جنبش عدالت جو یانه میهن ما تا ثیر بسزا و قا طع خو اهد گداشت-فرخنده با د ۱۶ اذر سال روز جنبش دانشجو ئی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 22:49 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
هر چند مو ضو ع مرگ در بسیاری از داستا نها مطرح شده است ولی مو ضو ع مر گیکه در داستا ن samahساماه مطرح شده با انها تفا وت دارد مرگ غم انگیز دختر کو چکی بر اثر تصا دف اتو مبیل هر چند مو ضو عی وا قعی و عا دی و تا اندا زه ای خیال انگیز و احساسی است اما کمتر کسی در با ره خواهر و برادر هم شیر و تهیه و تدارک مراسم خاک سپاری و تدفین با این شیو ه ونحو ه دا ستانی به دست داده است.داستا ن از زوایای دیگر نیز قابل بر رسی است از جمله کو دکان سه یا چها ر ساله ای که باید از خو د مرا قبت و موا ظبت کنندو ما دری که دائم کا ر می کند و از سر نو شت و چگو نگی زندگی بچه های خو د بی خبر استو حتی به پا کی و تمیزی انها تو جه ندارد. پدری بی خیال که یا کار می کند یا با دو ستان خود می نشیند و سیگا ر می کشد و حرف می زندو خیلی مسا ئل دیگرکه بر رسی ان به مسائل جامعه شناسیو پیدا کردن ریشه های اصلی ان از جا ی دیگر منتهی می شو د دراین داستا ن نویسنده در نشان دادن اندیشه های درو نی و حالا تکو دک موفق بو ده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 1:5 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد سینه و با زروان و شکم و زا نو ها و پا هایش را با علا قه و شو ر و شدت زیا د saشستشو داد. انچه را که از اب مانده بو د سرا زیر کرد. با اب تا زه دو یا سه دفعه سرساماه samahرا شست و وقتی که دید زن همرا هش شانه چو بی را گرفت و مو های فرفری اورا شانه کرد زن هم دست بکا رشدو مو ها ی او را از میان فرق سر به دو طرف جمع کرد. حا لا دختر ان چنان تر و تازه و با طراوت و زیبا به نظر می رسید که مانند عرو سک شده بو د تا حدی که مادر از دو ر دست نگا هی اهسته و دز دکی به او اندا خت و بلا فا صله رو ی خو د را بر گرداند. با این سفیدی و پا کیز گی و نظا فت درست ما نند رو زی که به دنیا امده بود شده بو د. در این میا ن کو چکترین خواهرسه سا له مو فرفریش- در اطراف در گیرافتا ده بود . برای لحظه ای صحنه حمام کردن خو اهرش را تما شا کرد و بعد بو سط اتا ق بر گشت و دستهای خو د را بهم زد و با خوشحالی و شعف کو دکا نه ای این عبارت را چند بار تکرا ر کرد خواهرم حمام گرفته است- خوا هرم حمام گرفته است و خواهرم ...........(پایان) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 0:38 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی که دما غش را با استین پیرا هن پاک کرده احساس نمو ده بو د که ما ده زرد رنگ خشکی از طرف راست صو رتش به طرف گو شش سرا زیر شده است. کمی ما نده به ظهر خبر به گو ش ما در که در سا ختمان شما ره ۱۰ بو د رسید.سرا سیمه به طرف پا ئین دو ید . با لباسی که از سمت را ست تا بالای سینه اش مر طو ب بو د و کف صا بو نی که هنو ز در دستش با قی ما نده بو د . در خیا با ن به او گفته شد که تقصیر دختر بو ده است او از پیا ده رو به و سط خیا بان پریده است و یک اتو مبیل که با سرعت می گذشته باو زده است . او جیغ نکشیده بو د و حتی یک قطره خو ن هم از او بزمین بیرو ن نریخته بو د . بلکه جا بجا مرده بو د و به ارامی رو ی خیابان افتا ده بود . بعد از ظهر به دنبال مراسم -نیایش و دعا و نمازدو زن با لباس سیاه وا رد اتا ق شدند یکی از انها به اطراف نگا ه کر د. تا اینکه نگاه خیره اش به میز کو چکی در کف اتا ق افتا د ان میز را به حما م با ریکی برد . جا ئیکه بز رگیش فقط به اندا زه ان میز بو د . زن samahسا ماه را رو ی ان میز خو ابا ند ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 0:6 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
این عا دتش بود که لحظاتش را دو ر از خانه بگذراند .اطرا ف پیا ده رو به پلکد یا اینکه با تو ده ای از شن و ما سه جلو ی مغا زه ای بازی کند.یا خو دش را به شیشه جلو ی دا رو خانه محلی به چسباند و با تعجب به تصو یر بچه ای که رو ی قو طی شیر چاپ شده نگاه کند . به خصو ص تصو یر دختری هم سن و سال خو دش را که دا رای صو رتی گلگو ن بو د بسیا ر دو ست دا شت مو ها ی دختر با رو بانی قرمز ارایش شده بو د و لیو انی پر از شیر در دست دا شت.سا ماه سا عت ها جلو ی این تصو یر ایستا ده و با او حرف می زد و هم زمان با دستهای کو چکش شکلی به لیوان دا ده و ان را چند بار بلند می کرد و به دها ن خو د می برد . یک با ر برا درش hasanein او را در چنین حا لی دیده بود . نیشگو نی از او گر فته و گفته بو د:دختر دا ری با خو دت حر ف می زنی؟ samah]چها ر سا له بو د {سو مین بچه از ده بچه}و برایش عا دی شده بو د که از او ائل کو دکی ما نند برادر و خواهرش از خو دش موا ظبت و مر ا قبت کند.ما درش بیشتر از رو ز را بیرو ن از خا نه بو د . در حقیقت در طبقات مختلف سا ختمان زندگی می کرد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 23:12 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
خو ا هرم حما م گر فته است!ان رو ز صبح ساماه samahکه بیدا ر شد-خو اهر بز رگش را دید که چای را اما ده کرده و بچه برادر را در بر گرفته و با دست دیگر برادر خو ابیده اش را تکان می دهد سا ما ه نان را در چا ی فرو برد و دهانش را با ان پر کرد . قطره ها ی داغ چا ی رو ی با زو ان کو چکش ریخت.وقتی که خو ردن نان و چا ی به پا یا ن رسیددهان و دما غش را با استین پیرا هن پا ک کرد.مدت کمی جلو ی در اتا ق توقف کردو با مو های اشفته و در هم ریخته -سر خو درا خا راند اما ده رفتن به پا ئین سا ختمان شد وقتی از دور پدر ش را دید که با کیسه های پر می اید با شتا ب خو د را به پدر رساند و سعی کرد یکی از کیسه ها را از او بگیرد . پدر که وارد راه ورودی سا ختما ن شده بو د اطرا ف خو د را نگا ه کرد بعد یکmurdمورداز کیسه در او رد که به دختر بدهد. میو ه را از او قاپید و گا ز زدو بعد هیچکس تا ظهر دیگر او را ندیدو هیچکس تا پیش از ان زمان ذر جستجو ی او نبو د(بقیه این داستا ن را در قسمت بعد خواهید خواند} |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 20:56 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
بو تا نیا النصیری در سال ۱۹۴۷ در عراق متو لد شده و از کا لج هنر دانشگاه بغداد فارغ التحصیل شده است و از سا ل ۱۹۷۹ تا کنو ن درcairoزندگی کرده است.در انجا در یک موئسسه انتشا راتی که مخصو ص کا رهای نو یسند گان عراقی است و زیر نظر سا زمان ملل است کار می کند.تا کنون ۵ مجمو عه داستان کوتاه از او به زبان عربی منتشر شده است denys-johnsonاز میان داستا نهائی که نویسنده به مدت سی سال نوشته ۱۷ داستان را انتخا ب کرده و ان را از عربی به انگلیسی بر گردانده است.و زیر عنوان final night(شب نهائی)در سال ۲۰۰۲ میلا دی انتشار دا ده است. از همین کتا ب داستان سا ماه (thestory of samah)را انتخاب کرده و انرا از انگلیسی به فارسی بر گردانده ام و عنوان {خوا هرم حمام گر فته است } را به ان داده ام . کا رهای خا نم النصیری به زبا نهای ارو پائی نیز تر جمه شده است.در قسمت بعد این دا ستا ن را خو ا هید خواند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 19:42 توسط محمود نفیسی
|
|
||