تبليغاتX
باران
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز

mythیا اسطوره در لغت به معنی افسانه  و قصه است. واژه انگلیسی انmyth  از

کلمه یونانیmythosاست که بطور کلی بر قصه و پیرنگ اطلا ق می شده است.

ارسطو در کتاب فن شا عری  این واژه را به معنی پیرنگ - روایت-و افسانه تمثیلی

بکا ر برده است.در اصطلا ح اسطوره به قصه ای اطلاق می شود که  بطور ظاهر

منشاء تا ریخی نا معلومی دارد منظومه اسا طیر(mythology) مجمو عه چنین

قصه هائی است.که  بطور معمول مضا مینی چون منشاء جهان - افرینش انسان

جنگ خدایان و قهر ما نان - یا مصا ئبی را که بر قو م کهن رفته در بر می گیرد

برای اقوام اولیه - اسا طیر اساس باورها و اعتقا دات مذهبی-به شما ر می رفت

وانسان بو سیله انها  پدید ه های هستی و طبیعی را تفسیر و تبیین می کرد

اما با پیشرفت دانش و اگاهی بشر  اسطوره  رفته رفته جنبه اعتقا دی خود را از

دست داد وتنها به صورت قصه با قی ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:41  توسط محمود نفیسی  | 

ما در در حال رانندگی است  و با ذختر شیطان  وقشنگ خود همرا ه استو  اورا

نزد یکی از دوستان دختر ش  می برد تا با هم بازی کنند. دختر به مادر می گوید:  ما می ـچند سال دارید؟ما در با کمی نارا حتی پا سخ می دهد:عزیزم تصور نمیکنی  پرسیدن سن یک خانم چندان موء دبا نه نیست  . دختر کو چو لو شیطان می گوید : بسیار خوب - وزنتان چقد ر است؟حالا مادر بیشتر  نا را حت شده و می گوید:اینها همه مسا ئل شخصی است  و هیچکدام به شما مربوط نمیشه. بدون ترس دختر می پرسد:چرا شما و پدر از هم جدا شدید؟   مادر می گوید: خوب دیگه سئوال کردن مو قو ف         ما در با او قات تلخ  دخترش را به دو ستش می رساند تا با یکدیگر  بازی کنند.  

دختر به دو ستش می گوید:مادر هیچ مطلبی  را در باره خودش بهمن نمیگه؟ دوستش می گوید  تو میتونی  هر چه می خوای از روی تصدیق رانندگی او بدست بیاری  . دیر وقت شب و قتی که ما در  دارد دخترش  را می خواباند. دختر به مادر می گوید:من می دونم چند سا ل داری تو ۳۲ سال داری. مادر متعجب است که دختر ش از کجا فهمیده است؟ دختر می گوید من هم چنین می دونم که وزن شما ۱۴۰ پوند است.مادر حالا از تعجب و شگفتی  دارد شوکه میشود و با خودش می گوید :خدای من او از کجا این موضو ع ها را  فهمیده؟ دختر شیطان و کو چک پیروز مندانه می گوید:من می دونم چرا شما و پدر از هم جدا شدید. مادر می پرسد: راستی میگی. چرا؟   برای اینکه شما در سکس F  دارید           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:6  توسط محمود نفیسی  | 

زندگی نیکو ست

درد دشنه جانکاه است

رودخانه سرد و پر از گل و لای است

گاز لا کر دار چه بد بو  است

با این تفا صیل - زند گی چه نیکوا ست

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:37  توسط محمود نفیسی  | 

اینجا در کنار تو قلب من سرشار ارامش است

و اندیشه هایم به خنکای با رام می ماند

می نشینم و می گذارم تا زمان چون برق

از برابر شیشه پنجره بگذرد

و دستان مرا به تو برساند نا زنینم

اینک انگار در اسپا نیا هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط محمود نفیسی  | 

مسا فر با ران

مسا فر با رانم مشتا ق دیدن دو با ره ات

ای یاور همبشگی ام

در انتظارم باش

گر چه مسا فرم

از لحظه حرکتم زمان خاموش می گردد

تا دوباره دیدنت

تا در سفری دیگر

صدای ترنم با رانی از پشت شیشه قلبم

صوراسرافیل شودو

نبض زندگی را دوباره در من زنده می دارد

وتو در من جوانه می زنی

واینگونه باشدجا ودانگی من

ای بهترین ای همیشگی

برایم بمان

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:30  توسط محمود نفیسی  | 

-فکر میکنی مرده باشه؟ــــکی میدونه  گاس مرده  - گاس هنوز زنده با شه     بنویسش                                                                                         -   اخه تو کدوم یکی از کا غذ هابنویسمش؟ اگه فکر می کنی مرده - که باس واسه امرزش رو حش بنویسم تو صورت مرده ها .. اگرم زنده س تو صورت زنده ها تا برای سلا متیش دعا کنم. - هوم روی هر دوتا کا غذ بنویسش - بالا خره می بینیم که برای او فرقی نمی کنه که کجا بنویسیش -ادم گمرا هیه .. از راه بدر رفته اس .. نوشتیش؟.. حالا واسه امرزش روح مارک-لوون تی ای-ارینا- کوزما و انا و فدوسیاکه مریضه ...--فدو سیا را توی صورت مر ده ها بنویسمش؟  کی من گفتم تو صورت مرده ها بنویسش؟تو معلوم میشه دیو ونه هستی!                     -ئه! تو منوگیج کردی پاک !اگه اون هنوز رنده اس نباس بگی که مرده- دیگه تو صورت مر ده ها کی را بنویسم تو منو پا ک گیج کردی- حالا من باس فدو سیا را از اینجا پا ک کنم تو اون یکی صورت بنویسمش . همه کا غذ ها رو واسه تو من خراب کردم!یا الله گوش کن تا برایت بخونم..اونا ئی که باس   واسه سلا متیشون دعا بشه :  اندره ی- داریا با بچه هاش - ان تیپ  - ما ریا - کی ریل- گراسیم کوچولو نوزا دشان ...ئه ! صبر کن به بینم چطور گراسیم کو چولو اینجا اومده ؟یک مرده چطور اسمش تو زنده ها نوشته شده ؟ ئه!تو منو گیج و گم کر ده ای چه بیچا رگیس! انوقت خادم کلیسا سر خود را می جنباند گراسیم کو چو لو را پا ک می کندو ان را روی برگ اسم مرده ها می نویسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:33  توسط محمود نفیسی  | 

{اوتلو کاوین}" خادم کلیسا -در حالیکه پر غازی را میان انگشتان چا ق خود گر فته -پای میز دعا ایستا ده

است. پیشا نی کوتا هش پر از چین - وروی دما غش پر از خال های رنگا رنگ است :از ابی تنذ گر فته تا قرمز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:21  توسط محمود نفیسی  | 

معلم به شاگرد:هوشنگ با کلمه (ابریشم) یک جمله بساز.هوشنگ: هوا ابری شم خوب است.

معلم به شاگرد: احمد با اجر یک جمله بساز.احمد اقا معلم شما ما را دست انداخته اید با اجر خانه می سازندنه جمله

هنر پیشه سینما به عکاس شما بایستی از جذابترین قسمت بدن من عکس بگیرید.

عکاس: خانم این ممکن نیست چون شما همیشه روی ان قسمت  نشسته اید

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:47  توسط محمود نفیسی  |