|
|
|
|
|
بعد من ناگه به یک سو می رو ند پر ده ها ی تیره دنیا ی من چشمها ی نا شنا سی میخزند رو ی کا غذها و دفتر ها ی من د ر اتا ق کو چکم پا می نهند بعد من با یا د من بیگا نه ای در بر ائینه میما ند بجا ی تا ر مو ئی نقش دستی -شا نه ای می رهم از خو یش و میما نم ز خو یش هر چه بر جا ما نده ویران می شو د. رو ح من چو ن با ذبا ن قایقی در افق ها ی دو ر پنها ن می شو د می شتا بد از پی هم بی شکیب رو ز ها و هفته ها و ما هها چشم تو خیره میما ند به چشم راهها لیک دیگر پیکر سرد مرا میفشا رد خا ک-دامنگیر خا ک بی تو - دو ر از ضر به ها ی قلب تو قلب من می پو سد انجا زیر خا ک بعد ها نا م مرا با را ن و با د نرم می شو یند از رخسا ر سنگ گو ر من گمنا م میما ند به راه فا رغ از افسا نه ها ی نا م و ننگ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 21:22 توسط محمود نفیسی
|
|
||