|
|
|
|
|
دی از رهی گذشتم و دید م به گو شه ای خلقی ستا ده اند و هیا هو به پا بود گفتم که این تجمع و غو غا برای چیست؟گفتند:بهر مردن پیری گدا بود. گفتم : چه نا م دارد و فر زند کیست او؟ گفتند:بی نوا - پسر بی نوا بود اشکم به دیده امد و گفتم شنا ختم این بینوا برادر بی چیز ما بود.--------------------------------------------- |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 22:31 توسط محمود نفیسی
|
|
||