|
|
|
|
|
در ره عشق نا مرا دی نیست جنس با زار دل کسا دی نیست به سخنها ی زاهد و مفتی مر و از ره که اعتما دی نیست بسوی شیخ استنا د مکن شیخ استاد استنا دی نیست خضر و قت است پیر راه و جز او رهروان را دلیل و ها دی نیست با مدا دان به عیش و عشرت کو ش عیش جز عیش با مدادی نیست شیخ پیو سته در معا دات است پیر ما با کسی معا دی نیست گر بخو اند بیا و گر راند بزن این در که بی گشا دی نیست دو ش در خو اب زد منا دی غیب این ندا کش جز او منا دی نیست راز دل با کسی مگو ی و مپرس که بجز خرمی و شا دی نیست راز مردی زپیر جو کش خو ی غیر مردانگی و را دی نیست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 23:3 توسط محمود نفیسی
|
|
||