|
|
|
|
|
روزی بس خرم است - می گیر از بامداد داد زمانه بده که ایزد داد توداد خواسته داری و ساز - بی غمبت هست باز ایمنی و عز وناز - فرخی ودینوداد امده نو رو ز ما ه- می خور و می ده پگاه هرروز تا شامگاه- هر شب تابامداد بر جه تا بر جهیم جام به لب بر نهیم تن به می اندر دهیم - کا ری صعب او فتاد مرغ دل انگیز گشت -باد سمنبیز گشت - بلبل گلبانگ صدا بر گشاد بلبل باغی به با غ - دوش نوا ئی بزد خو بتر از با ر بد - نغز تر از با مشا د تا طرب و مطرب است - مشرق و تا مغرب است تا یمن و یثرب است - امل و لستار باد بنشین خو ر شید وار - می خو ر جمشیدوار فرخ و امیدوار - چون پسر کیقباد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 21:55 توسط محمود نفیسی
|
|
||