|
|
|
|
|
دی از رهی گذشتم و دیدم به گو شه ای خلقی ستا ده اند و هیا هو به پا بو د گفتم که این تجمع و غو غا برای چیست گفنند:بهر مردن مردی گدا بو د گفتم چه نام داردو فرزند کیست او؟ گفتند: بینوا -پسر بینوا بود اشکم به دیده امدو گفتم شنا ختم این بینوا برادر بی چیز ما بود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 14:9 توسط محمود نفیسی
|
|
||