تبليغاتX
باران - زنی چنین که تو ئی
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز

زنی که صا عقه وار - انک - ردای شعله به تن دارد     فرو نیا مده خو د پیداست که قصد خر من من دا رد  همیشه عشق به مشتا قان پیام نخواهد داد که گاه پیراهن یو سف کنا یه ای از کفن دا رد کیم - کیم که نسو زم من ؟ تو کیستی که نسو زانی؟بهل تا بشو د ای دو ست هر انچه قصد شدن دارد  دو باره بیرق مجنون را دلم به شو ق می افرازد    دو باره عشق در این صحرا - هوای خیمه زدن دارد  زنی  چنین که تو ئی بی شک شکوه و رو ح دگر بخشد  بدان تصور دیرینه که دل ز معنی زن دارد    مگر به صا فی گیسو یت هوای خو یش به پا لا یم در این فضا که نفس در وی همیشه طعم لجن دا رد(منزوی)

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:3  توسط محمود نفیسی  |