|
|
|
|
|
ماهم چون هزا ران انسان که رشته زنجیر وجو دشان رو ی سا لها قرنها کشیده می شود - پیوسته ماهم در ارزوی دیدگانی که فوران می زند چشمه های محبت از ان ماهم در ا مید اغوشی که با ارامش رنجها را فراموش کنیم در گرمی ان ماهم چون قنا ریها پرستو ها کبوتر ها و چون تمام عوامل طبیعت همانند گیا هها رود خانه دریا ها ما هم در خیا ل کلمه ای ااشا ره ای در ارزوی - خانه ای خانواده ای طایفه ای انها در زنجیر پول عشق را اسیر می کنند انها که در جامه های زربفت شخصیت را عر ضه می دارند انها که با دستان جنا یتکا ر خو یش فدا کاری را کار ابلهانه می پندارند و محبت را و انسا نیت را انا نکه لبان سر خشان را چون عقیقی در معرض چشم خریدار می گذارند انها که عشق خو درا می فرو شند چون کا لائی و در برابرش اعتبار می گیرند چون با زرگانی انها .....زهر بد بینی می چشانند دوده ی یاس می پراکنند و همه زیبا ئیها را در بیع و شرا می گذارند انها که دامان بلند زربفتشان در شب های پر هوس کشیده می شو د بر پلکانهای مر مر کا خها انها تا جران ... فرو شندگان سو دا گران عشق برغم شما که دیوار های محیط تنگتان را با نیروی اندیشه شکا فته ایم و با و جود دندان غرو چه های شما در دنیای زند گا ن راه یا فته ایم دیده ایم زنانی را از جنس شما و لیک نه با پیشه منحو س شما انسانهائی که در اغو ش گر مشان شعله زند گی زبا نه می کشد و در زیر پستا نها یشان انسان اینده - سر باز ازادی دست و پا می زند و در سمفونی چشمها یشان عشق به زند گی مو ج می زند زنانی را که در سنگر ازادی دو شا دو ش ما جنگیده اند و چون زویا ها - ژاندارکها زند گی ایند گان را تز ئین کر ده اند و هم اهنگ ما چر خ عظیم تکامل را به جلو رانده اند و در رنج ما - در شا دی ما و در راه بر گزیده ما همگام بو ده اند درود بر ان زنها بر همفکران انها بر سا زمان انها و ......بر مبارزه پی گیر انها |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:4 توسط محمود نفیسی
|
|
||