|
|
|
|
|
انتظار از دریچه با نگه خسته - بلب خاموش میکنم از چشم خواب الوده ی خود صبحدم بیرون نگاهی در مه الود هوای خیس و غم اور پاره پاره رشته های نقره در تسبیح گوهر دراجاق باد-ان افسرده دل اذر کاندک اندک برگهای بیشه های سبز را با شعله می سوزد .. من در اینجا مانده ام خاموش بر پا ایستاده سرد وز دو چشم خسته اشک یاس می ریزم به دامان: جاده خا لی زیر باران |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 21:21 توسط محمود نفیسی
|
|
||