|
|
|
|
|
خود را شبی در اینه دیدم دلم گر فت از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گر فت از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی بالا تر از خود م نپریدم دلم گر فت از اینکه با تمام پس انداز عمر خود حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت کم کم به سطح اینه ام بر ف می نشست دستی بر ان سپید کشیدم دلم گر فت دنبا ل کو دکی که انسوی برف بود رفتم ولی به او نرسیدم دلم گر فت نقا شی ام تمام شدو زنگ خانه خورد من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گر فت شا عر کنار جو گذر عمر دید ومن خود را شبی در اینه دیدم دلم گر فت مهدی نقبائی وبلاگ ترمه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:4 توسط محمود نفیسی
|
|
||