|
|
|
|
|
من دوستی که همیشه دوست بو ده است کا نون خا نوا ده ئی را تشکیل خوا هد داد۰ دیروز وقتی با زهم با هم درد دل میکر دیم ار زو هایش را میشمرد از خوبی همسراینده اش سخنها میگفت و عشق خو دش را پا ک و موجه میشمر د وعقید ه داشت که بیستوشش سال زند گی پر از رنجش پا یان خوا هدیا فت و نوروز امسا ل را به دزستی جشن خوا هد گر فت. عشق پیر وز مند و موفقش را برخ من میکشید حق دارم که برایش بهر وزی وسعادت بخواهماخر او همیشه دو ست من بو ده است ومن همیشه دوستش دا شته ام اما سیما جان! او بیم داشت که مثل عشق های انسانی و بزرگش مثل خو دشکست بخورد. میگفت هیچ چیز با لا تر از انسا نیت نیست و اگر بخوا هداین اولین عشق وبیشر ین عشق او نا کام شود چا ره ئی نخوا هد داشت که دستها ی خود را بسان رو دی پر از سنگریزه وسنگلا خ بسایدو چون تو فان بر بیعدالتیهای پیش بینی نشد ه بتا زدسیما جان! بیا نگذا ریم چنان لحظه ئی بوجود اید نوروز فرا خوا هد رسید نو روز دوست من عشق و علا قه و امید اوست او ارزو مند بود که این عشق انسا نی او کا میاب گر دد و شکست نیا بد .باو تبریک بگو ئیم او میخوا هد فر زندی انسان بپر وراند دست های من و تو باید باو یا وری دهد دوست خوبم را در یا بیم ۰۰۰۰۰دوستیها را در یا بیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 20:8 توسط محمود نفیسی
|
|
||