|
|
|
|
|
افرینش:"یک"با نیروی خویش بدون تغذیه زنده بود بیرون از او چیزی وجود نداشت. ۴-سپس "عشق" به جنبش امد و"تفکر"را وجو دداد شا عران سر شار از ذو ق در دلهای خود جستجو کردندودر"نا- بودن" وجود منتظر"بو دن" رایا فتند۵-از او پرتو اندیشه اش درخشید این "ارزو"بر فراز بودیا پائین بود؟ نیر و های سا زنده و بس عظیم یا فت و دگر گو نی پا ئین و یکسا نی بر فراز بود. ۶-اما کیست که براستی بداندکه بتوا ند بگو ید این افرینش از کجا امد؟ از کجا سر چشمه گر فت؟ خدایان هنگا می پد ید ار شدند که بنا ی جهان پا یا ن یا فته بود پس کیست که بتواند بر مبداء اگا هی یا بد ۷ - اصل وجود کجا ست؟ کسی ان را افریده است شاید هم چنین نباشد او که از اسمان بر ترین بر او می نگرد شاید بداند وشا یداو نیزبر ان اگا ه نبا شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 22:37 توسط محمود نفیسی
|
|
||