|
|
|
|
|
بهار می شود: یکی دو روزدیگر از پگاه چو چشم باز می کنی زمانه زیر و رو زمینه پر نگا ر می شود زمین شکا ف می خورد به دشت سبزه می زند هر انچه ما ند ه بود زیر خاک هر انچه خفته بود زیر برف جوان وشسته رفته اشکا ر می شود به تاج کوه زگر می نگاه افتاب بلور برف اب می شود دهان دره ها پر از سرود چشمه سا ر می شود نسیم هر زه پو زروی لا له های کوه کنار لا نه های کبک فراز خا رها ی هفت رنگ نفس زنا ن و خسته می شو د غر یق موج کشتزار می شود در اسمان گرو ه گله های ابر ز هر کنا ره می رسد بهر کنا ره می دود به روی جلگه ها غبار می شود در این بهار ۰۰۰۰ اه چه یا د ها چه حر ف ها ی نا تمام دل پر ار زو چو شا خ شکو فه با ر دار می شو نگار من امید نو بها ر من لبی به خند ه باز کن ببین چگو نه از گلی خزان باغ ما بها ر می شود سیا وش کسرا ئی ۱۳۳۹ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 21:12 توسط محمود نفیسی
|
|
||