|
|
|
|
|
نیما یو شیج پدر شعر امروز می گوید: ما در قبر ستا نی بیش زندگی نمی کنیم - در میا ن چقدر استعداد های سو خته و جهنمی و ذو ق های کورو با تا ریکی سرشته و تر سو وعذاب دوست . همه چیز بو ی استخوان و کفن گر فته است همه چیز خیال شکست ومرگ را بیا د می اورد.....این چهره ی معر فت نا رس ما ست . وقتی که مر دمان سر شنا س را می ستا یند{مثل اینکه با ید ستو د و هنر تنها برای ستایش است} خیا ل می کنند راه خود را یا فته اند اما در زیر سنگینی زنجیر های خو دشان غلت می زنند و بزودی معلوم می دارند.اگر از زنده ای حر فی بمیا ن می اورند و شگفتی ها ی هنر او را بدیده تحسین نگا ه می کنند با چشم دیگران دید ه اند زیرا خود شا ن نمی خوا هند راه او را در پیش بگیر ند.{اندا زه ای که می تو ا نند} و اینکار برای منظو ری دیگر بو ده است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 0:48 توسط محمود نفیسی
|
|
||